سرباز گمنام امام زمان(عج)

همه به سوی مقابله با جنگ نرم

سرباز گمنام امام زمان(عج)

همه به سوی مقابله با جنگ نرم

بازخوانی مقاله انتقادی پورنجاتی حامی کنونی موسوی، 2 سال قبل

نسخه نابهنگام طبیب حاذق با بیمار چه می‌کند؟

«میرحسین موسوی یک انتخاب ویژه برای شرایط ویژه کشور است و تنها کسی است که می تواند ایران را از بحران های موجود نجات دهد.» این جمله ای است که احمد پورنجاتی در حمایت از میرحسین موسوی این روزها بر سر زبان می آورد. اما کمتر از 2 سال پیش بود که او در یادداشتی انتقادآمیز از سکوت میرحسین گلایه کرد و نسخه اش برای کشور را "نسخه نا بهنگام طبیب حاذق" خواند و در ضمن با کنایه گفت: «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!»

به گزارش رجانیوز، ماجرا به سخنرانی میرحسین به مناسبت سالگرد هفتم تیر باز می گردد. آنجا که میرحسین نسبت به دور شدن از اصول اقتصادی قانون اساسی هشدار داده بود و به جای تکیه بر اصل 44 قانون اساسی، اصل 43 را مورد توجه قرار داده و از برخی برداشت ها از اصل 44 گلایه کرده بود.

در یادداشت پورنجاتی آمده بود: «لابد از ملاحظه روند جاری امور در کشور به این نتیجه رسیده‌اند که به صراحت از فاصله‌گیری از نظام ارزشی اولیه انقلاب و تغییر در تصویر چهره‌های ارزشی و شعارها و رفتارها سخن بگویند. اگر این فرض درست باشد و مخاطب اصلی سخنان ایشان متولیان کنونی اداره کشور و حتی نیروهای سیاسی فعال در جامعه باشد، به گمانم انتقادهای ایشان چندان موضوعیت ندارد! تعجب می‌کنید؟ حق دارید. اما یک نیم‌نگاه به دور و برتان بیندازید. به اصطلاح رایج مردم کوچه‌ و بازار، خداوکیلی! از زمان روی کار آمدن دولت نهم، کارنامه شفاهی و کتبی و رفتاری آقای احمدی‌نژاد و اصحاب و اذناب آبدارخانه ایشان (به تعبیر مرحوم گل‌آقا) چیزی جز همین رویکرد موردنظر آقای مهندس موسوی بوده است؟!»

پورنجاتی در جای جای یادداشت خود ضمن طعنه به دولت نهم رویکردهای میرحسین را فاقد کارآیی لازم و متعلق به دهه 60 قلمداد می کرد. او همچنین می گفت میرحسین حرف جدیدی برای گفتن ندارد و آنچه بیان می کند در چارچوب فعالیت های دولت نهم به آن جامه عمل پوشانده شده است.

پورنجاتی در یادداشتی پر از کنایه به دولت نهم آورده بود: «مردی از جنس مردم، ساده‌زیست در زندگی شخصی که پوشیدن کاپشن را بر کت‌وشلوار ترجیح می‌دهد و حتی این فضیلت را هرچند به مطایبه به رخ هم می‌کشد، صبحانه به نان و پنیر و گاه به نان خالی بسنده می‌کند، به جای سعدآباد در پاستور از میهمانان خارجی استقبال رسمی می‌کند، همه دستگاه‌های دولتی را ملزم می‌کند به جای قند، خرما مصرف کنند. نوشابه گازدار را حذف و به جای آن دوغ میل کنند.

زمان جلسات شورای معاونان وزارتخانه‌ها را به ساعت‌های پایانی عصر تا نیمه‌شب و حتی گاه یکی، دو ساعت پس از بامداد منتقل کنند. رئیس دولتی که برای سخن گفتن نه‌تنها در اجتماعات مردمی بلکه در هر جا، ادبیات مردمی و عامیانه را البته همواره سرشار از شعارهای کوبنده علیه دشمنان و مخالفان و با تاکید بر دفاع از ارزش‌های دینی و انقلابی بر گونه‌های دیگر ترجیح می‌دهد خود را در مواجهه با مردم نوکر آنها معرفی می‌کند، حتی گاه برای تصمیم‌گیری مهم مثلا در قضیه الحاق یک بخش به یک شهرستان یا میزان تخصیص اعتبارات و تسهیلات، به طور مستقیم از خود مردم نظرخواهی می‌کند. گوش مدیرانی را که مردم از عملکرد آنها ناراضی‌اند می‌پیچاند، در هر مناسبت، خواه تقدیم بودجه سالانه به مجلس یا معرفی وزیران برای کسب رای اعتماد یا عزل و نصب مدیران دستگاه‌های دولتی، بی‌دریغ و به فراوانی، کلی از همان شعارهای ارزشی مورد اشاره جناب مهندس موسوی، مصرف می‌کند.»

پورنجاتی معتقد بود آنچه میرحسین می خواهد به عنوان رویکردهای خود بیان کند، پیشتر اجرایی شده است و مردم طعم آن را چشیده اند. او خطاب به میرحسین نوشته بود: «جناب آقای مهندس موسوی عزیز! بهتر از این چه می‌خواهید؟!»

او همچنین افزوده بود:«فرض دوم این است که حضرت‌عالی در مقام نقد وضع موجود نبوده‌اید بلکه به "اقتضای اوضاع ماضی" سخن گفته‌اید. اگر چنین باشد -که البته بعید به نظر می‌رسد- جسارتاً عرض می‌کنم: "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!"»

پورنجاتی ادامه داده بود: «نسخه نابهنگام طبیب حاذق، چه می‌کند با بیمار پریشان‌حال که یا تغییر مزاج پیدا کرده یا زبانم لال، می‌رود که به سرنوشت سهراب شاهنامه فردوسی دچار شود؟! البته در مثل مناقشه نیست اما اگر نسخه شفابخش برای بیمار مبتلا به اسهال بپیچیم و او آن را در دوره ابتلا به خشکی‌مزاج مصرف کند، بلایی به سرش خواهد آمد که بر خردمندان پوشیده نیست.»

او در واقع نسخه میرحسین برای اقتصاد کشور را متناسب با وضعیت اقتصادی موجود ارزیابی نمی کرد و با کنایه می پرسید: «به نظر طبیب حاذق ما، این بیمار مظلوم، هم‌اکنون در چه وضع مزاجی به‌سر می‌برد؟!»

او با اشاره به سوابق گذشته موسوی در نخست‌وزیری و شورای عالی انقلاب فرهنگی آورده بود: «همه اینها نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای برای این پرسش آمیخته با شگفتی باشد که: آقای مهندس موسوی مقصد گفتارشان چیست یا کیست یا کجاست؟ خلاصه، خواننده یا شنونده سخنان ایشان، یقه چه کسی را باید بگیرد؟ یقه دولت‌های گذشته را؟ یقه جریان‌های سیاسی چپ و راست را؟ یقه متولیان کنونی را؟ یا یقه خودش را؟! به گمانم این آخری کم‌هزینه‌تر و به صواب نزدیک‌تر است. اما اگر نظر این حقیر را بخواهید، وضعیت کنونی ما شبیه وضع آن مرد قزوینی است که عبید زاکانی گفت: "عسسان (ماموران دولت) شب به قزوینی مست رسیدند. بگرفتند که برخیز تا به زندانت بریم. گفت: اگر من راه توانستمی رفت، به خانه خود رفتمی."»

پورنجاتی در پایان به کتاب جهاد اکبر امام اشاره کرده و با کنایه میرحسین را دعوت کرده بود تا از خواب غفلت بیدار شود. اما اینکه چرا منتقدان پیشین، حامیان سرسخت میرحسین شده اند، محل تعجب است. شاید این هم از ضرورت های عرصه سیاست باشد و در ادامه پروژه "نه احمدی نژاد" منتسب به هاشمی. شاید هم میرحسین دیگر آن میرحسین گذشته نیست؛ شاید!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد